اگر آلودگی دلهایتان یا پرگویی شما نبود، آنچه را من می شنوم، می شنیدید . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
![]() | ![]() |
چهارشنبه 4/8/1384 ساعت 12:45 عصر
بسم الله الرحمن الرحیم
در جواب این سوال که ناهنجاریهای هر فردی اثر چیست و کدام گزینه صحیح است باید گفت چند قول است که ما به آنها اشاره میکنیم
نظریه اول
: عده ای از اندیشمندان گفتند : ناهنجاریهای فرد اثر وراثت است ودلیلشان هم روایاتی استکه در این باب وارد شده است که ما به دو مورد اشاره میکنیم
1_
پیغمبر اکرم فرمودند : انّ الولد سرّ ابیه ( 1 ) یعنی فرزند سرّ پدر است و نشان از اخلاق پدر دارد .
از جبین او خِرَد پیداستی
*** هر چه هستی نسخه باباستی
زین سبب فرمود آن شاه نبیه
*** اعلمو اَنّ الولد سرّ ابیه
روی رومی زاده باشد همچو ماه
*** روی زنگی زاده چون قیر سیاه
هر که علییّن بُوَد او را پدر
*** گو برو گوی سعادت رو ببر
2_
در جنگ صفین ( یا نهروان ) بود که حضرت امیر علیه السلام سرپرستی یک طرف لشگر را به محمد ابن حنفیه ( 2 ) داد . ولی وقتی جنگ شروع شد محمّد نتوانست آن قسمت از لشگر را اداره کند . حضرت ناراحت شدند و غلاف شمشیر را به بازوی محمّد زده و فرمودند : این ترس را از مادرت به ارث بردی!!!
ملاحظه
: این نظریه گر چه درست است اما ظاهرا تمام نیست .
نظریه دوم
: ما خیلی از افراد را میبینیم که پدر و مادر خوبی دارند اما به خاطر رفاقت با افراد شرور ، ناهنجاریهائی را در اعمالشان مشاهده میکنیم پس معلوم میشود که رفاقتها و محیط بد است که انسان را به طرف ناهنجاریها میکشاند . لذا از همین باب است که جناب سعدی میگوید :
تا توانی می گریز از یار بد
*** یار بد بدتر بود از مار بد
ملاحظه
: با توجه به تجربیات خارجی برای انسانها این نظریه نیز بر حق است اما ظاهرا تمام نیست ( 3 ) .
نظریه سوم
: گر چه با توجه به روایات ، وارثت و یا همان ژنتیک در رفتار انسان تاثیر دارد و همچنین با تجربیات خارجی در میابیم که محیط اطراف نیز تاثیر دارد اما باید این را در یابیم که گاهی هر دو امر جمع میشود اما رفتار انسان خلاف زنتیک و محیط اطراف است و این نشان میدهد که عامل دیگری نیز در رفتار انسان تاثیر دارد مثال :1_
جناب آسیه ....... هم محیط اطراف و هم ژنیتک او فرعونی است . ولی با این اوصاف میبینید به خدای موسی ایمان میاورد .
2_
هابیل و قابیل ...... هم از جهت ژنتیک و هم از جهت محیط زندگی ، مشترک هستند اما یکی بهشتی میشود و دیگری جهنّمی .
3_
سلمان فارسی ...... هم از جهت وراثت و هم محیط اطراف دچار مشگل بود اما میبینید به آنجائی میرسد که پیغمبر میفرماید : به او بگوئیید سلمان محمّدی .
از این دست موارد زیاد در تاریخ دیده شده است که نشان میدهد بغیر از دو مورد قبلی که اشاره شد خود انسان هم اثر مهمی دارد .
نتیجه
: اگر چه وراثت و محیط اطراف در رفتار انسان اثر گذار است اما این خود انسان است که میتواند حرف آخر را بزند و رفتار خود را بمانند آسیه و سلمان فارسی تغییر دهد و خود را از نجات یافتگان قرار دهد .بنا بر این کسانیکه در این دنیا دچار ناهنجاریهای اخلاقی و اجتماعی هستند نمیتوانند در روز قیامت محیط اطراف و یا ژنتیک را بهانه قرار دهند و خود را
تبرئه کنند .علاوه بر این در آنروز خداوند امثال سلمان فارسی و .... را در برابر حرف آنها شاهد میاورد که یکی از آن شاهدین در دنیای امروز ما
ادواردو آنیلی میباشد که هم محیط اطراف و هم ژنیتک او دچار مشگل بوده است ولی از حق روی نگرداند .بلی ، اگر واقعا حق و حقانیت به انها نرسد تبرئه خواهند شد ؛ که این نیزدر دنیای پیشرفته امروزی واقعا بعید است .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1 ) کشف الغمه ج2 ص 65
( 2 ) محمد ابن حنفیه فرزند حضرت امیر علیه السلام بود . چون مادرش از قوم حنفیه بود او را به نام مادرش خطاب میکردند .
( 3) در منطق میخوانیم که یقینیات بر 6 قسم است که یکی از آنها مشاهدات خارجی است که در بحث ما مویّد قول دوم واقع شده است .
( * )
الحمد لله اکثر دوستان اشارتی کلی به جواب سوال شماره 8 داشتند .
( ** )
ان شائالله سوال بعدی که یکی از شبهات مهم قرآنی هست بعد از امتحانات سالانه حوزه علمیه یعنی بعد از تاریخ 10 / 4/ 1384 خدمت دوستان خواهیم فرستاد .
( *** )
از اطاله کلام عذر خواهی کرده و امیدوارم عذر ما را پذیرا باشید . یا مرتضی علی
نوشته شده توسط: بچه های مدرسه

شنبه 26/6/1384 ساعت 5:15 عصر
اشکال
با توجه روایات فراوانی که در باب فضیلت عمر ابن خطاب رضی الله عنه وارد شده است چرا شما شیعیان به آن بزرگوار احترام نمیگذارید ؟ آیا این خلاف سنت رسول خدا در احترام به مومنین نیست ؟؟
جواب
{ از تمامی دوستانی که طالب حق و حقیقت هستند خواهشمندیم که کمی حوصله به خرج داده و جواب این شبهه را با دقت فراوان بخوانند تا در یابند که بحث فضیلت عمر ابن خطاب از کجا شروع شده و در تحت چه برنامه ای اهل تسنن این بحث را براه انداختند }
مقدمه :
بعد از رحلت پیغمبر اکرم امت اسلام به دو دسته بزرگ تقسیم شدند . عده ای سعی در اجراء شدن وصایای پیغمبر داشتند که سفارشات متعدد پیغمبر پشتیبان قوی این جریان بود و عده ای دیگر سعی در اجراء شدن خلافت خلفاء داشتند که از هیچ پشتیبان مشروعی برخوردار نبودندگروه دوم برای اینکه به خلافت خلفاء مشروعیت ببخشند سه طرح را به اجراء در آوردند که طرح سوم تنزّل دادن مقام پیغمبر و بالا بردن مقام خلفاء خصوصا خلیفه دوم بوده است که در مورد آن مفصل بحث خواهیم کرد . منتها قبل از آن به صورت مختصر به دو طرح اول اشاره میکنیم
طرح اول : جداسازی قرآن کریم از توضیحات پیغمبر >>> در صدر اسلام قرآن را با بیانات پیغمبر برای مردم میخواندند اما عده ای چون بیانات پیغمبر را منافی با مقاصد شوم خود و خلافت خلفاء دیدند بیانات آنحضرت را از میان بردند . که این طرح از زمان ابوبکر شروع شده و در زمان خلافت عمر به پایان رسید .
طرح دوم :
نابود کردن احادیث پیغمبر >>> چون نقل سنّت ِ پیغمبر با افعال خلفاء در تضاد بود لذا سعی کردند که سنت پیغمبر را نیز از بین ببرند .اهل تسنن روایتی از عایشه نقل میکنند که ابوبکر در یک شب 500 روایت از پیغمبر را به آتش کشید . برای دیدن مدرک اینجا را کلیک کنید .
اگر شما به مسند احمد ابن حنبل نگاه بفرمائیید در میابید که نقل روایات از حضرت رسول توسط همسران آنحضرت تفاوت فاحشی دارد . از عایشه 2270 حدیث نقل کرده و از میمونه 62 حدیث و از حفصه 44 حدیث و از ام حبیبه 27 حدیث و از صفیه 9 حدیث و از زینب 4 حدیث نقل کرده در حالیکه پیغمبر هر شبی را در خانه یکی از زوجات بود . احمد ابن حنبل با نقل روایت زیاد از عایشه در راستای از بین بردن سنت حقیقی پیغمبر و جایگزین کردن کردن سنت های دروغین گامی در این امر خطیر بر داشته است .
طرح سوم :
از دو قسمت تشکیل میشود . قسمت اول : تنزّل دادن مقام رسول خدا از مقام پیغمبری به مقام یک انسان عادی . قسمت دوم : بالا بردن مقام خلفای سه گانه تا حد نبوت و حتی بالاتر از آن >>> ما در اینجا برای هر یک از این دو قسمت ، توضییح کوتاه بهمراه روایات اهل تسنن ذکر میکنیمتوضییح قسمت اول : قرآن مجید درباره پیغمبر اکرم میفرماید : و ما ینطق عن الهوی .... الا وحی یوحی یعنی پیغمبر اکرم از روی هوا و هوس سخن نمیگوید بلکه هر چه هست وحی الهی است . او که سخنش از سر هوا و هوس نیست یقینا افعالش نیز از سر هوا و هوس نیست . اما اهل تسنن روایاتی را نقل کردند که با این آیه در تضاد است و صد البته که تمام این روایات برای تنزّل دادن مقام پیغمبر است
روایت اول :
اهل تسنن از جاعل بزرگ حدیث یعنی ابوهریره نقل میکنند که گفته است : روزی رسول خدا چنین میگفت : خداوندا ! محمد تنها یک انسان است ، آن سان که دیگر انسانها خشم می آورند او خشم می آورد پس هر گاه مومن را آزار رساندم یا ناروا گفتم یا تازیانه زدم آن را برای او کفاره قرار بده !!! ....... همچنانکه در این حدیث جعلی میبینید ( نعوذ بالله >>> ) پیغمبر اکرم خود را انسان عادی و تابع هوا و هوس معرفی میکند و آنوقت از خدا میخواهد که اگر یک وقت اسیر غضب شد و به کسی آزار رساند خداوند آزار به آنفرد را کفاره گناهان او قرار دهد . برای دیدن مدرک حدیث اینجا را کلیک کنیدروایت دوم :
اهل تسنن روایتی را نقل میکنند مبنی بر اینکه پیغمبر غسل واجب بر گردن او بود ولی فراموش کرده و همانطور به مسجد آمد که موقع نماز یادش آمد و به مردم اعلان کرد که من غسل واجبم را انجام نداده ام پس منتظر بمانید . مردم منتظر ماندند تا پیغمبر غسل خود را انجام دادند و به مسجد بر گشتند و آنگاه نماز خواندند.... همچنانکه میبینید این حدیث عصمت پیغمبر را زیر سوال برده و آن بزرگوار را از یک انسان عادی نیز بی توجه تر معرفی کرده است . برای دیدن مدرک حدیث اینجا را کلیک کنیدروایت سوم :
اهل تسنن روایتی را نقل میکنند که در آن صراحتا یکی از کارهای حرام به پیغمبر نسبت داده شده است . بعدها علمای اهل تسنن بمانند شافعی و نووی در صدد توجیه فعل پیغمبر بر آمدند . ما عذرا بالحیاء مضمون این روایت را نقل نمیکنیم . برای دیدن مدرک اینجا را کلیک کنیدملاحظه
: سلمان رشدی که نویسنده کتاب آیات شیطانی است میگوید : من مطالبی را که در کتاب خود نوشتم از کتابهای حدیثی مسلمانان نقل کردم که مراد همین دسته احادیثی استکه اهل تسنن در مورد پیغمبر نقل کردند .توضییح قسمت دوم :
اهل تسنن با نقل روایاتی مقام خلفاء خصوصا خلیفه دوم را تا جائی بالا برده اند که پیغمبر اکرم را نیز بدان مقام راهی نیست !!! ما در اینجا به سه نمونه از این روایات اشاره میکنیمروایت اول :
سلسله روایاتی وجود دارد که موافقات عمر نام گرفته است . این روایات میگوید : خداوند بعضی از آیات الهی را طبق نظر عمر و بر خلاف نظر رسول خدا نازل کرده است !!! مثلا اهل تسنن روایتی را نقل میکنند مبنی بر اینکه : کسی از دنیا رفته بود و پیغمبر خواست بر او نماز بخواند ولی عمر ابن خطاب به پیغمبر اعتراض کرده و گفت : این فرد از منافقین است چرا بر او نماز میخوانی ؟؟ پیغمبر به گفته او اعتناء نکرده و نماز خواند . آنگاه خداوند این آیه را نازل کرده : از این پس هرگز بر کسی که از آنان بمیرد نماز مخوان و در کنار قبرشان مایست . یعنی آیه طبق نظر عمر نازل شده است !!! برای دیدن مدرک روایت اینجا را کلیک کنیدروایت دوم :
سلسله روایاتی وجود دارد که عمر ابن خطاب را محدث معرفی میکنند . محدث یعنی کسی که سخن وحی میشنود . مثلا از عایشه نقل میکنند که پیغمبر اکرم فرمودند : در امتهای پیشین بغیر از پیغمبران کسانی بودند که مورد خطاب وحی واقع شدند . اگر در میان امت من یکی از اینگونه کسان باشد عمر ابن خطاب از آنان است !!! برای دیدن مدرک حدیث اینجا را کلیک کنیداشکال : 1_ اهل تسنن روایاتی را نقل کردند مبنی بر اینکه : عمر ابن خطاب هر گاه در امور خلافت به مشگلی بر میخورد و یا از حل مسئله ای عاجز میماند ، از وجود امیر المومنین علی ابن ابیطالب استفاده میکرد و وقتی مشگل حل میشد میگفت :
لولا علیّ لهلک العمر یعنی اگر نبود علی علیه السلام هر آینه عمر هلاک میشد2_ اهل تسنن روایتی نقل کردند مبنی بر اینکه : فردی بنزد عمر ابن خطاب آمد و از او در مورد آیه والذاریات زروا سوال کرد . خلیفه بجای جواب ، آن مرد را به باد کتک گرفت .
سوال ما اینست که چطور میشود عمر ابن خطاب محدث باشد و با منبع وحی در ارتباط باشد ولی در حل مشگلات روزمره خود به حضرت علی علیه السلام پناه میبرد و یا اینکه به خاطر نداشتن علم کافی در تفسیر و تبیین آیات قران فردی را به باد کتک میگیرد . آیا این دو روایت و یا مثل این دو روایت دال بر دروغ بودن احادیثی که عمر ابن خطاب را محدث و مرتبط با منبع وحی معرفی میکنند ، نیست ؟؟؟
روایت سوم : سلسله روایاتی وجود دارد که بدعت های عمر را مطرح میکند که در بعضی از این روایات عمر ابن خطاب صراحتا از فعل خود تعبیر به بدعت میکند . مثلا روایتی استکه میگوید : عمر ابن خطاب شبی از شبهای مبارک ماه رمضان به مسجد آمد و دید مردم بصورت فرادی نماز تراویح میخوانند . از این وضع خوشش نیامد لذا دستور داد که ابیّ ابن کعب جلو بایستد و پیش نماز شود و بقیه به او اقتداء کنند . فردا شب که آمد دید همه نماز تراویح را به جماعت میخوانند . گفت : این چه خوش بدعتی است !!! برای دیدن مدرک روایت اینجا را کلیک کنید
خلاصه : حال خودتان قضاوت کنید که
آیا نقل روایات جعلی که مقام عمر را از مقام پیغمبر بالاتر دانسته است میتواند فضیلتی برای عمر به حساب بیاید ؟؟
آیا نقل روایات جعلی توسط عایشه که عمر را مرتبط با منبع وحی میخواند و در عین حال با روایات فراوانی که خود اهل تسنن نقل کردند در تضاد است ، میتواند فضیلتی برای عمر به حساب بیاید ؟؟
آیا بدعت گذاری که یکی از سنتهای عمر ابن خطاب بوده و در عین حال یکی از بزرگترین گناهان در اسلام به شمار میرود میتواند فضیلتی برای عمر به حساب بیاید؟؟
نکته 1 : این عده افراد سود جو طرحهای دیگری را بمانند جعل حدیث اجراء کردند که ما بخاطر رعایت حال دوستان ذکر نکردیم
نوشته شده توسط: بچه های مدرسه

دوشنبه 20/4/1384 ساعت 10:43 عصر
با سلام
اشکال
چرا اسلام در مورد زنان به مردان اجازه داده که متوسل به تنبیه بدنی شوند ؟ ( آیه 34 سوره نساء ) آیا این حکم اسلام خشونت بر علیه زنان نیست ؟؟
جواب
اولا
: این حکم فقط در اسلام نیست بلکه در تمام قوانین دنیا هنگامیکه طرق مصلحت آمیزبرای وادار کردن افراد به انجام وظیفه ( واموراتی که قبلا متعهد شده بود که انجام دهد ) کار ساز نبود متوسل به خشونت میشوند نه تنها ضرب ، بلکه گاهی بیشتر و تا آنجائی که اعدام را در برخی موارد جائز شمردند !!! . در اسلام نیز هر یک از زن و مرد موقع عقد ِ ازدواج متعهد به اموراتی میشوند که موظف به انجام آن در مقابل همسر هستند که سر پیچی آنها احکام جزائی را در پی دارد که این ایه شریفه یک نمونه از احکام جزائی برای خانمهائی استکه از وظیفه شان سر پیچی کردند . پس تخلف کردن از تعهدات ، در تمام قوانین دنیا دارای احکام جزائی است نه فقط اسلام .
ثانیا
: نظر روانشناسان امروزی بر آنستکه جمعی از زنان دارای حالتی به نام مازوشیسم یعنی آزار دهندگی هستند و گاه این حالت در آنان تشدید میشود که تنها راه آرامش انان تنبیه مختصر بدنی است ( جالبست بدانید اولا ایه شریفه درمورد زنانیستکه از اموراتی که حق شوهر است سر پیچی کرده و انها را مورد اذیت قرار میدهند . ثانیا : در ذیل تفسیر آیه 34 سوره نساء هم روایاتی وارد شده که تنبیه بدنی خانمها باید مختصر باشد و طوری باشد که دیه در بر نگیرد )
نتیجه
: این دستور خداوند نه تنها خشونت نیست بلکه از جهت روانشناسی یک نوع درمان برای این دسته از زنان به حساب میاید که قانونی استکه در قوانین دیگر دنیا معادل آن را مشاهده میکنیم .نکته جالب
: غربیها مسلمانان را متهم به خشونت بر علیه زنان میکنند در حالیکه آمار جهانی در باب طلاق و خشونت بر علیه زنان ، بر عکس است و این خشونت آنقدر در جوامع غربی زیاد است که در کشوری مثل اوکراین در مدت زمان بسیار کمی 17 زن بدست شوهرانشان کشته شدند که چندی پیش در رسانه های خبری پخش شد و در برخی کشورهای غربی ازدواج به یکسال هم نمیکشد !!! . و از نمونه های از هم پاشیدگی نظام خانواده در کشور های غربی ، حمایت دولت مردان آنها از همجنس بازان و جواز ازدواج همجنسان است که آخرین آنها چند روز پیش در کشور کانادا بود که به تصویب مجلس این کشور رسید !!! .به غربیها میگوئییم نمیخواهد به دستورات اسلام اشکال کنید چرا که : کَل اگر طبیب بودی درد خود دوا نمودی ...... غربیها به جای گیر دادن به دستورات اسلام که برای مستحکمتر شدن نظام خانواده تببین شده ، بهتر است آمار طلاق و نمونه های خشونت بر علیه زنان در کشور خود را پائیین بیاورند .
با تشکر. هادی کردان ساروی . یا مرتضی علی
تذکر
: نامه بعدی >>> جواب به اشکال ثنوی ها ( یا همان زرتشتیان ) که میگویند : یگانگی خداوند باطل است زیرا که خدائی که خالق خوبیها است نمیتواند خالق بدیها باشد چرا که بدی و خوبی که دو شی ء متناقض هستند نمیتوانند مصدر و خالق واحدی داشته باشند . بنا بر این خدای دیگری غیر از خدای موجود ، وجود دارد که خالق بدیها است . پس ثابت شد که عقیده به یگانگی خدا باطل است !!!
behnam_24m@yahoo.com
.
نوشته شده توسط: بچه های مدرسه

دوشنبه 5/2/1384 ساعت 7:8 عصر
سوال
: گوش دادن به نوار هائی که توسط وزارت ارشاد یا حوزه هنری سازمان تبلیغات تهیه میشود و از نظر آنان مجاز است ، چه حکمی دارد ؟!!جواب
:آیت الله خامنه ای
: اگر فیلم ها یا نوار ها به نظر مکلف عرفا مشتمل بر غنا یا موسیقی مطرب و لهوی متناسب با مجالس لهو و گناه باشد ، توزیع و عرضه آنها و همچنین دیدن و گوش دادن به آنها برای او جایز نیست و مجرد تائیید برخی از ادارات مربوطه دلیل شرعی برای جواز محسوب نمیشود .آیت الله فاضل لنکرانی
: موسیقی اگر مطرب باشد حرام است و اجازه دادن یا ندادن یک موسسه یا سازمان اعتباری ندارد .آیت الله مکارم
: کلیه صداها و آهنگهائی که مناسب مجلس لهو و فساد است حرام بوده و تشخیص آن با مراجعه به اهل عرف میباشد و مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد ؛ حرام را حلال نمیکند .آیت الله بهجت
: صداهای فساد انگیز و مطرب حرام است .ماخذ : کتاب مسائل جدید ج2 ص 38
ملاحظه
: حضرت آیت الله فاضل لنکرانی در سفارشی چنین میفرمایند :آیا بهتر نیست که از وقت برای آشنا شدن هر چه بیشتر به مسائل مختلف اسلامی استفاده کرد ؟ مخصوصا که برخی از آنها نشاط انگیز نیز میباشد مانند قصه های قرآن و تاریخ اسلام و شخصیت های اسلام از زمان رسول خدا به بعد . آیا صحیح است که یک مسلمان دهها سال بر او بگذرد و سال های آخر عمرش فرا رسد و با دست تهی از اطلاعات اسلامی از این جهان رخت بر بندد
.ماخذ : جامع المسائل ج1 ص 255

.

.
با تشکر . ایمان کاظمی مقدم
نوشته شده توسط: بچه های مدرسه

جمعه 26/1/1384 ساعت 1:7 صبح
با سلام
این وبلاگ به آدرس ذیل انتقال داده شد . دوستان به این ادرس مراجعه بفرمایند . http://tebyan.parsiblog.com
نوشته شده توسط: بچه های مدرسه

پنجشنبه 25/1/1384 ساعت 1:8 صبح
نام : سیّد مجتبی
نام خانوادگی : علمدار
تاریخ ولادت : یازده دی 1345
تاریخ شهادت : یازده دی 1375
این شهید بزرگوار در عملیات کربلای 5 در شلمچه ، شیمیائی شده و پس از 10 سال تحمل سختی و رنج فراوان به درجه رفیع شهادت نائل آمد .
علاقه خاص آن شهید بزرگوار به اهل بیت علیهم السلام باعث شد که بعد از جنگ تحمیلی در شهرستان ساری ( زادگاهش ) هیئتی را که متشکل از جوانان شهر بود تشکیل دهد که آنرا
هئیت رهروان امام خمینی نام نهاد . اخلاق فردی این شهید بزگوار و متنانت خاصی که داشت باعث گرایش بسیاری از جوانان شهر به این هیئت مذهبی شده بود و الحمد لله هنوز بعد ِ گذشتن هشت سال از شهادت او ، فعالیت خود را در سطح استان مازندران ادامه میدهد .
***
یکی از نکات بسیار جالب آن بود که این سیّد بزرگوار چندین مرتبه به بچه های هیئت گفته بود که من در این دنیای شما سی سال زندگی خواهم کرد . ( به تاریخ تولد و شهادت او دقت کنید ) .
***
یکی از خصوصیات والای این شهید ، آن بود که علاقه فراوانی به حضرت زهراء سلام الله علیها داشته و همین امر باعث شد که نغمه هائی که در مورد آن حضرت و یا غربت بقیع داشتند جانسوز تر و دلنشین تر باشد .چندین مرتبه به بچه های هیئت گفته بود که دوست دارم بمانند مادرم
فاطمه زهراء سلام الله علیها از دنیا بروم و اینچنین نیز شد . نزدیکان او میگویند : هنگام شهادت دائم از پهلوی او خون جاری بود و تا آخرین لحظات ذکر یا فاطمه الزهراء بر لبانش جاری بود .
{ از آن شهید بزرگوار کراماتی را نیز نقل میکنند که در وسع مطالب این وبلاگ نیست }
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
ماخذ : خاطرات یکی از اعضای هیئت رهروان امام خمینی رحمه الله شهرستان ساری
نوشته شده توسط: بچه های مدرسه

چهارشنبه 24/1/1384 ساعت 1:48 صبح
براستی آیا ما مسلمانان در برخورد با افرادی که از جهت شکل ظاهری و یا لباس وضع مناسبی ندارند ، مثل این امام همام برخورد میکنیم ؟؟؟
ماخذ
: کتاب لطائف الطوائف صفحه 139نوشته شده توسط: بچه های مدرسه

سهشنبه 23/1/1384 ساعت 1:15 صبح
سوال
: برخی از افراد در جلسات دعا یا عزاداری ادعای ارتباط با معصومین علیهم السلام خصوصا اقا امام زمان علیه السلام ، را کرده و بدین وسیله ضمن استفاده های مادی ،از احساسات مردم سوء استفاده میکنند . با توجه به اینکه اینگونه مجالس برخی تبعات اخلاقی که موجب سست شدن اعتقادات مردم به مسائل دینی میشود ، مستدعی است نظر مبارک را درباره شرکت در این جلسات و هر گونه تقویت و ترویج این افراد بیان فرمائیید .
جواب
:
ایت الله صافی گلپایگانی
: ادعای ارتباط خاص با حضرت حجّت ( علیه السلام ) در زمان غیبت آن بزرگوار دروغ است و شرکت در مجالسی که در آن چنین ادعاهائی میشود حرام است و مومنین باید بی اساس بودن چنین ادعاها را برای مردم بیان کنند که گمراه نشوند.
آیت الله سیستانی
: این افراد ، دروغ گو و دجال اند و در صورتی که امکان هدایت آنها نباشد باید مردم را متوجه نمود تا از آنها دوری کنند.
آیت الله مکارم شیرازی
: این ادعاها مخصوصا اگر همراه ادعای پیامی از ناحیه معصومین باشد باید تکذیب شود .
آیت الله فاضل لنکرانی
: باید جلوی سوء استفاده از این مجالس را گرفت .
آیت الله تبریزی
: این مطالب اساس ندارد و تقویت و ترویج این امور موجب وهن مذهب است و جائز نیست. مومنین باید با شرکت نکردن در این مجالس و تذکر دادن به افراد ، کاری کنند که این مجالس از بی رونقی تعطیل شود .
آیت الله بهجت
: ادعا تا یقین آور نباشد اعتبار ندارد و تقویت و تثبیت آنچه ثابت نیست جائز نمیباشد .
ملاحظه
: متاسفانه جدیدا در برخی از مجالس عده ای ، از زبان برخی از علماء یا اولیاء الهی مطالبی را از طرف امام زمان علیه السلام نقل میکنند مثلا میگویند : فلان عالم گفته که امام زمان فرمودند ظهور من نزدیک است .... از این طرف مردم هم در انتظار آن امام بزرگوار هستند و وقتی بعد از مدتی ببینند ظهور آقا واقع نشد ، در اصل مسئله انتظار شک میکنند و ایمان آنها سست میشود . همچنانکه دیدید ادعای ارتباط با آن امام همام و نقل مطالبی از آن امام بزرگوار ( چه با واسطه و چه بدون واسطه ) از دیدگاه مراجع بی پایه و اساس است .
{ سایت امامت ، قسمت پیامهای قرآنی آبدیت شده است . دوستان غفلت نفرمایند }
نوشته شده توسط: بچه های مدرسه

دوشنبه 22/1/1384 ساعت 12:20 صبح
ابوبکر در روایات اهل تسنن
1_ عدم رعایت ادب در حضور پیغمبر اکرم : نافع بن عمرو از ابن ملیکه نقل میکند که گفت : گروهی از بنی تمیم بر حضرت رسول وارد شدند تا رئیس قوم بنی تمیم را مشخص کنند . ابوبکر به پیامبر عرض کرد : قعقاع ابن معبد را انتخاب کنید . عمر گفت نه خیر ! باید قرع ابن خابس رئیس قوم بنی تمیم شود . ابوبکر گفت : تو هدفی جز مخالفت من نداشتی !! عمر گفت : من نمیخواستم با تو مخالفت کرده باشم و بدینسان گفتگو کردند و صدایشان را بلند کردند که آیه نازل شد ........ یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی ..... ان تحبط اعمالکم .... یعنی ای مومنان ! صدایتان را از صدای پیامبر بلند تر نکنید...... که اعمال نیکتان باطل خواهد شد . ( حجرات / 2 )
ماخذ حدیث : صحیح بخاری ج 5 ص 116
2_ بد دهنی و فحّاشی : روزی در حضور پیغمبر سخن بسیار زشت و زننده ای را بر زبان رانده بود . آنوقتی که به عروه ابن مسعود گفت : « امصص ببظر اللاب » . قسطلانی که شارح صحیح بخاری است میگوید : این عبارت از بد ترین و قبیح ترین فحش ها نزد عرب است .
{ دوستان بدانند که : این سخن جناب ابوبکر بقدری زشت و قبیح است که ما از ترجمه آن معذوریم }
ماخذ روایت : صحیح بخاری ج 3 ص 179
3_
بی احترامی به پیامبر : وقتی حضرت رسول از دنیا رفتند ، ابوبکر بدن رسول خدا را بر زمین افتاده دید اما هیچ اهمیتی به تجهیز و تکفین و دفن حضرت نداد ، بلکه به سرعت به طرف سقیفه شتافت و برای رسیدن به خلافتی که منتهای آرزویش بود تمام تلاش خود را مبذول داشت .
ماخذ روایت : الدرر المنتشره سیوطی ص 44
ملاحظه :
آیا فردی با چنین خصوصیات اخلاقی میتواند جانشین پیغمبری که اسوه اخلاق بوده ، بشود ؟!!
پیغمبری که به تصریح کتب معتبر اهل سنت یعنی صحیح مسلم و صحیح بخاری نه فحش میداد و نه ناسزا میگفت .
آیا ابوبکر نیز اینچنین بود ؟!!و یا در جای دیگر نقل میکنند که آن بزرگوار فرمود : احترام میت به دفنش است .
آیا ابوبکر با رفتن به سقیفه احترام پیغمبر اکرم بعد از وفاتش را نگه داشت ؟!!و بالاخره از رسول اکرم روایت میکنند که فرمود : از بهترین شما کسانی هستند که اخلاقشان از دیگران بهتر باشد .
آیا جناب ابوبکر بهترین بود ؟!!
***
جای بسی تعجب است که علمای اهل تسنن تمام روایات مذکوره را نقل میکنند اما به مفاهیم آنها توجهی ندارند .
نوشته شده توسط: بچه های مدرسه

i ْلیست کل یادداشت های این وبلاگ
[4/8/1384- 12:45 ع] ناهنجاری های فردی
[13/7/1384- 12:34 ع] معرفی وبلاگ مفید
[26/6/1384- 5:15 ع] ازمایش
[20/4/1384- 10:43 ع] نامه به دوستان 1
[5/2/1384- 7:8 ع] احکام فقهیه شماره 3
[26/1/1384- 1:7 ص] تغییر آدرس وبلاگ
[25/1/1384- 1:8 ص] با شهیدان شماره 1
[24/1/1384- 1:48 ص] سیره عملی اهل بیت شماره 1
[23/1/1384- 1:15 ص] احکام فقهیه شماره 1
[22/1/1384- 12:20 ص] فلسفه و کلام شماره 1
[21/1/1384- 3:4 ص] لطائف و ظرائف شماره 1
[20/1/1384- 9:47 ع] پیام قرآنی شماره 1

خانه :: کل بازدیدها :: :: بازدیدهای امروز:: :: بازدیدهای دیروز:: :: درباره خودم :: :: لینک دوستان من :: سایت امامت :: وضعیت من در یاهو:: :: خبرنامه :: نام: ایمیل:
مدیریت
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS
Atom ![]()
5690
2
3
![]()
![]()
جواب به شبهات درون دینی
خاطرات بچه های مدرسه
نقد و بررسی ادیان


![]() | ![]() |